بازداشت و احضار تعدادی از “نوکیشان مسیحی” در دزفول
-
تاریخ: 1401/4/7 ساعت: 6:19
بازداشت و احضار تعدادی از
گرجستانم را پس بده
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:30
موزیک را می گذارم روی تکرار یوتیوب مرتب تکرار می کند در مغزم صدای پس گرفتن گرجستانی که سالهای سال نت های ناهمگونش دل هر کسی را به درد می آورد و می آورد به جز کسانی که هر ذره از این خاک را به یغما داده اند و بی شک در این سیر همه مان تقصیر داریم درست به همان اندازه که وقتی احمد دست به اره برد فقط نگاه...
امروز چند شنبه است ؟ جمعه است یا یکشنبه؟
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:30
گاهی غروب های جمعه شهر شکل آرام و غریبی به خودش می گیرد، ترسناک می شود. انگار تمام آدم ها دارند از پنجره های اتاق هاشان نگاهم می کنند و همشان ارث پدرشان را از من طلب دارند. گاهی فقط صدای بوق یک کامیون و یا جیغ لاستیک های ماشین ها شکوه این هراس را دوچندان می کند. دلت می خواهد فکر کنی، به تمام آن چیزه...
صبح امروز
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 17:43
دلم برای شهرمبرای مردممبرای شبهای سرد زمستان و مردم دور آتش کشورم تنگ استبیا کمی قدم بزنیمکنار همدو به دوو محصول سایه های اشتباه و تباه سیاه مان را بنگریم تا آنها هم تماشایی شوندهمه چیز دیدنی ستهمه چیز ستودنی ستحتی شنیدن صدای آرام زوزه ی بادی که ابرهای باران را می آوردآری اینجا همه چیز یا حتی اصوات
شهر من
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 17:43
قدم در شهری می گذارم که سر و تهش را نمی شود پیاده گز کرد سابق بر این می شد از شمال تا جنوب آنرا توی یک ساعت پیمود و حالا این غول بی شاخ و دم دارد درست شبیه قارچ های سمی رشد می کند و چیزی جلو دارش نیست هر چه دیوار می چینند اوضاع کنی مشکوک تر و باز هم دشوارتر می شود نه نمی شود این راه را تا به آخر رفت...
هیچ کس و همه
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 17:43
صبح ها را با توانی خاص از خواب بر می خیزم توان و توانستن نه آنکه خود از این حیث کاری را به فرجام رسانم از آن بعد که همه چیز را سپرده و رها نموده امبعد آن توان مضاعف خود را کم کم نمایش می دهد برای خمودگی خمود فکری می کنم راه را می گردم و پیاده به تمام خاطرات کهنه ام سر می زنم بعد از برای رفتن از این
پروانه شو پروانه
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 17:43
پیله را شکافت و به سمت پروانه شدن میل نمودتمام این جریانی را که زندگی اش می نامند یک آن از نظرش گذر کرد به خودش می گوید بی شک بناست که همه چیز تاریک و طولانی و پایان ناپذیر باشددرد وجودش را فرا می گیرد اما نه دردی که تمام عمر از خزیدن رو زمین چشیده بوددردی به وسعت روحدردی به قد بی نهایت غصه اش شده ب
اواخر بهمن ماه
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 17:43
درب کشویی را باز می کنم سرما مثل غولی به داخل اتاق هجوم می آورد باور کردنش کمی مشکل بود اما واقعا همینطور بود کمی بعد خودم را در میان باغچه پر از گل می یابم و سیگارری که داشت نوک انگشتانم را می سوزاندنگاهم با درخت های خشکیده تلاقی می کند و نمی فهمم آیا آنها هم همین احساس را دارند یا نه یا این حال و
نقض قانون اساسی
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 17:43
راجع به قانون اساسی میهن خود چه میدانیم اایاهیچ گاه حقوق اساسی و ابتدائی ترین های یک انسان را می دانیمبه نظر بنده نقض آشکار حقوق بشر یک چیز است و نقض آشکار قوانین اساسی کشور که خود واعظین و حکمرانان نظم داده اند و بسط و نشر کرده اند یک چیز دیگر تفتیش عقاید ممنوع کدام یک را قدر می نهند ازادی ادیان ا
بعد از مدتها برگشتم
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 17:43
امروز ناگهانی اسم خودم را توی گوگل سرچ کردم دیدم ادرس وبلاک اومد بالا فکر نمی کردم که بتونم وارد بشم بعد اینهمه مدت اما امتحانش ضرری نداشت خوب این هم خودش یک کاریه بالاخره
گرجستانم را پس بده
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 17:43
موزیک را می گذارم روی تکرار یوتیوبمرتب تکرار می کند در مغزم صدای پس گرفتن گرجستانی که سالهای سال نت های ناهمگونش دل هر کسی را به درد می آورد و می آورد به جز کسانی که هر ذره از این خاک را به یغما داده اند و بی شک در این سیر همه مان تقصیر داریم درست به همان اندازه که وقتی احمد دست به اره برد فقط نگا
پگاه هم آزاد شد
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 17:43
دقایقی پیش معصومه (پگاه) ضیاء از شاگردان محمدعلی طاهری و از فعالین مدنی و حقوق بشر از زندان اوین آزاد شد. به گزارش رادیو فرهنگ، دقایقی پیش معصومه (پگاه) ضیاء از شاگردان محمدعلی طاهری و از فعالین مدنی و حقوق بشر از زندان اوین آزاد شد.یک منبع مطلع و نزدیک به خانم ضیاء می گوید : " درست لحظه ای که تصور